[ad_1]

باور کنید یا نکنید ، این نسخه خیالی از NORAD ایده ایده را نشان می دهد
بزرگنمایی / باور کنید یا نکنید ، این نسخه خیالی از NORAD ایده “فضای جنگی متصل” را حتی بهتر از واقعیت نشان می دهد.

MGM / UA

از همان روزهای ابتدایی جنگ ، فرماندهان نیروهای میدانی به دنبال آگاهی و کنترل بیشتری بر آنچه که اکنون “میدان جنگ” نامیده می شود – کلمه ای خارق العاده برای تمام عناصر و شرایطی هستند که با دشمن و انواع مختلف آنها درگیری و شکل می گیرند. قدرت نظامی که می تواند برای دستیابی به اهداف آنها استفاده شود.

تصویری که تصمیم گیرندگان نظامی از کل فضای جنگی دارند ، واضح تر است ، تصمیمات تاکتیکی و استراتژیک آنها بهتر باید آگاه باشد گنجاندن رایانه ها در ترکیب در قرن بیستم همچنین به معنای مجموعه ای کاملا جدید از چالش ها و فرصت ها بود. توانایی رایانه ها در مرتب سازی انبوهی از داده ها برای شناسایی روندهایی که برای انسان آشکار نیستند (که اغلب “داده های بزرگ” نامیده می شوند) نه تنها راه های جدیدی را برای فرماندهان برای ایجاد ایده “تصویر بزرگ” ایجاد نکرده است – اجازه دهید فرماندهان همچنین این عکس را نزدیکتر به زمان واقعی می بینند.

و زمان ، همانطور که مشخص شد ، کلیدی است. مشکلی که یکپارچه سازی جنگ دیجیتال برای حل آن طراحی شده است ، کاهش زمان لازم برای فرماندهان برای بستن “چرخه OODA” است ، مفهومی که توسط سرهنگ جان بوید ، استراتژیست نیروی هوایی ایالات متحده ساخته شده است. OODA به معنای “مشاهده ، جهت دهی ، تصمیم گیری ، اقدام” است – چرخه تصمیماتی که به طور مکرر در واکنش به اتفاقات رخ داده در یک محیط تاکتیکی (یا تقریباً هرجای دیگر) گرفته می شود. OODA عمدتا چیزی مربوط به نیروی هوایی است ، اما همه شاخه های مختلف ارتش مفاهیم مشابهی دارند. ارتش مدتهاست که در ادبیات خود به فرماندهی و کنترل مشابهی از لاوسون استناد کرده است.

چرخه OODA ، متأسفانه با کتیبه های دانه ای.  (برای مشاهده نمودار در متن PDF پیوند داده شده را ببینید)
بزرگنمایی / چرخه OODA ، متأسفانه دارای کتیبه های دانه ای است. (برای مشاهده نمودار در متن PDF پیوند داده شده را ببینید)

فرماندهان نظامی می توانند با آگاهی از اوضاع پیش آمده و سریعتر از آنچه که دشمن می تواند به تغییرات و چالش ها پاسخ دهند – با “ورود به چرخه تصمیم گیری دشمن” از نظر آنها برتری پیدا کنند و حوادث را به نفع خود رقم بزنند .

چه در کابین خلبان و چه در سطح فرماندهی ، تسریع در احساس تهدید و واکنش به آن (آیا خان واقعاً شلیک کرده است یا فقط زنجیره OODA را سریعتر بسته است؟) توسط استراتژیست های نظامی به عنوان کلید سلطه بر هر منطقه ای دیده می شود جنگ با این حال ، بستن این چرخه بالاتر از سطح تاکتیکی از لحاظ تاریخی یک چالش بوده است ، زیرا ارتباط بین خطوط مقدم و فرماندهان سطح بالا به ندرت در ارائه تصویری واقعی از آنچه اتفاق می افتد ، م effectiveثر بوده است. و برای بیشتر قرن گذشته ، “مدیریت فضای جنگی” ارتش ایالات متحده برای مقابله با نوع خاصی از دشمن جنگ سرد طراحی شده است – نه از نوع آنها در بیشتر 30 سال گذشته.

اکنون که صف طولانی جنگ جهانی علیه تروریسم به یک نکته محدود نزدیک شده است ، وزارت دفاع با لزوم بازنگری دروس آموخته شده طی سه دهه گذشته (و به ویژه دو دهه گذشته) روبرو شده است. خطرات یادگیری چیزهای اشتباه بسیار زیاد است. در طی چند دهه گذشته تریلیون ها دلار برای تأثیر کم هزینه شده است. برنامه عظیم (و تا حد زیادی ناموفق) برای سیستم های رزمی آینده و برخی دیگر از نمایشنامه های فناوری بلیط بزرگ که سعی در تبدیل میدان جنگ دیجیتالی به یک بسته بزرگتر داشتند ، نشان داد ، در همه حال ، چرا ربودن چشم اندازهای بزرگ از یک جنگ کاملاً دیجیتالی یکپارچه خطرات.

در همان زمان ، سایر عناصر فرماندهی ، كنترل ، ارتباطات ، محاسبه ، اطلاعات ، نظارت و ابزارهای اطلاعاتی (یا اگر به راحتی با “اختصار C4ISR برخورد كنید”) یا “C4ISR” قادر به ایجاد بناهای اساسی هستند و (نسبتاً) موفقیت آمیز. این تفاوت غالباً در آموزه ای است که نحوه کاربرد فناوری را راهنمایی می کند و در واقع چشم انداز واقع شده در پشت آن آموزه است.

برداشت هنرمند از یک کنسول نظامی برای مدیریت و کنترل.
بزرگنمایی / برداشت هنرمند از یک کنسول نظامی برای مدیریت و کنترل.

میلان_جوویچ / تصاویر گتی

برقراری ارتباط

در آغاز فرماندهی و کنترل تاکتیکی وجود داشت. م componentsلفه های اصلی فنی “فضای جنگ یکپارچه” اولیه – اتوماسیون آگاهی از موقعیت از طریق فن آوری هایی مانند رادار با “شناسایی ، دوست یا دشمن” (IFF) یکپارچه – در طول جنگ جهانی دوم ظهور کرد. اما مفهوم مدرن فضای جنگ یکپارچه بارزترین ریشه در سیستمهای مدیریت و کنترل (C2) در اوایل جنگ سرد دارد.

به طور خاص ، می توان آنها را در یک نفر جستجو کرد: رالف بنیامین ، مهندس الکترونیک در سرویس علوم دریایی سلطنتی. بنیامین ، پناهنده یهودی ، در سال 1944 برای کار در سرویس تحقیقات دریایی سلطنتی در موسوم به آژانس سیگنالینگ Admiralty رفت.

بنجامین به صورت شفاهی به IEEE گفت: “آنها قصد داشتند آن را به نام Admiralty Radar and Signaling بنامند” و آنها آمدند تا اولین فرمها را با ASS چاپ كنند قبل از اینكه تصمیم بگیرند كه انجام این كار با استعدادتر باشد. “در طول جنگ ، او در تیمی مشغول ساخت رادار برای زیردریایی ها و همچنین سیستم Mark V IFF بود.

با پایان جنگ ، او کار در مورد چگونگی بهبود جریان اطلاعات C2 را از طریق گروه های جنگی نیروی دریایی آغاز کرده بود. در همین تلاش بود که بنیامین به عنوان بخشی از کار خود بر روی اولین سیستم C2 الکترونیکی ، به نام سیستم یکپارچه نمایشگر ، مکان نما و trackball ، سلف ماوس کامپیوتر را ایجاد و بعداً ثبت اختراع کرد. CDS اجازه می دهد تا داده های به اشتراک گذاشته شده توسط تمام سنسورهای گروه نبرد بر روی یک صفحه نمایش قرار گیرند.

کنسول SAGE Weapons Director.
بزرگنمایی / کنسول SAGE Weapons Director.

طراحی و معماری اساسی CDS بنیامین تقریباً در قلب تمام سیستم های دیجیتال C2 در ایالات متحده و ناتو است که طی 30 سال آینده توسعه یافته است. این امر منجر به محیط زمینی نیمه اتوماتیک نیروی هوایی ایالات متحده (SAGE) – سیستمی که برای هدایت و کنترل پدافند هوایی آمریکای شمالی (NORAD) استفاده می شود – و همچنین سیستم داده تاکتیکی نیروی دریایی (NTDS) ، که در سال آغاز دهه 60. از همین فناوری برای مقابله با جنگهای زیردریایی (به وحشت برخی از فرماندهان زیردریایی روسیه) با ASWC و CS که در اواخر دهه 1960 و 1970 در کشتی های نیروی دریایی مستقر شده اند ، استفاده خواهد شد.

در قلب سیستم C2 بنیامین یک پروتکل پیوند داده های دیجیتالی وجود داشت که امروزه با نام Link-11 (یا MIL-STD-6011) شناخته می شود. Link-11 یک پروتکل شبکه رادیویی مبتنی بر رادیو با فرکانس بالا (HF) یا فرکانس فوق العاده بالا (UHF) است که می تواند داده ها را با سرعت 1364 یا 2250 بیت در ثانیه انتقال دهد. Link-11 به دلیل توانایی در اتصال واحدهای خارج از دید ، همچنان استاندارد ناتو است و به نوعی در همه شاخه های ارتش ایالات متحده – همراه با نسخه به نقطه (Link-11B) استفاده می شود. و تعداد معدودی دیگر. پروتکل های ارتباطی اطلاعات دیجیتال تاکتیکی (TADIL). اما در دهه 1990 تلاش های مختلف برای ایجاد نسخه های بهتر ، سریع تر و کاربردی تر از Link-11 به شکست انجامید.

سوپ الفبایی: از C2 تا C3I تا C4ISR

خارج از کنترل عملیات هوایی و دریایی ، C2 بیشتر برای ارتباطات انسان به انسان بود. اولین تلاش ها برای رایانه سازی C2 در سطح وسیع تر ، از بالا به پایین و به دنبال بحران موشکی کوبا بود.

در تلاش برای سرعت بخشیدن به ارتباطات فرماندهی ملی با واحدهای زمینی در جریان بحران ، وزارت دفاع سیستم فرماندهی و کنترل نظامی جهانی (WWMCCS یا “wimeks”) را سفارش داد. هدف WWMCCS این بود که به رئیس جمهور ، وزیر دفاع و رئیس ستاد راهی برای دریافت سریع هشدارهای تهدید و اطلاعات ، و سپس تعیین سرعت و اقدام مستقیم از طریق ساختار عملیاتی فرماندهی بدهد.

در ابتدا ، WWMCCS از مجموعه ای از سیستم های یکپارچه ساخته شده در سطوح مختلف فرمان جمع آوری شد – تقریباً 160 سیستم مختلف رایانه ای مبتنی بر 30 سیستم نرم افزاری مختلف که در 81 سایت توزیع شده اند. و این مونتاژ شل سیستمها منجر به خرابیهای اولیه شد. در طول جنگ شش روزه مصر و اسرائیل در سال 1967 ، رئیس ستاد ارتش ایالات متحده دستورات جابجایی ناو آمریکایی را ارسال کرد. آزادی دور از خط ساحلی اسرائیل و با وجود پنج پیام با اولویت بالا به کشتی ارسال شده از طریق WWMCCS ، هیچ یک از آنها بیش از 13 ساعت دریافت نشده است. در این زمان ، کشتی قبلاً مورد حمله اسرائیلی ها قرار گرفته بود.

خرابی های دیگری نیز وجود خواهد داشت که مشکلات مربوط به ساختار قطع شده سیستم های C2 را نشان می دهد ، حتی اگر در دهه 1970 بهبودهایی در WWMCCS و سایر ابزارهای مشابه ایجاد شده باشد. تخلیه سایگون در پایان جنگ ویتنام ، حادثه مایگاز و شکست صحرا در تلاش برای نجات گروگانها در ایران از مهمترین آنها بود ، زیرا فرماندهان با وقوع فاجعه نتوانستند شرایط زمینی را درک کنند.

این موارد علاوه بر تمرینات ناموفق Nifty Nugget و Proud Spirit آمادگی در 1978 و 1979 ، توسط جان بوید در یک ارائه در 1987 با عنوان “طراحی و کنترل ارگانیک” و پاسخ DOD به آنها ذکر شد:

…[M]سنگ معدن و حسگرهای بهتر ، ارتباطات بیشتر ، رایانه های بیشتر و بهتر ، دستگاه های نمایش بیشتر و بهتر ، ماهواره های بیشتر ، مراکز همجوشی بیشتر و بهتر و غیره – همه اینها با یک سیستم C&C کاملاً آگاه و کاملاً توانمند مرتبط است. این طرز تفکر بر سخت افزار به عنوان یک راه حل تأکید دارد.

بوید عقیده داشت که این رویکرد متمرکز از بالا به پایین هرگز مثر نخواهد بود زیرا در ایجاد شرایطی که عامل اصلی موفقیت بودند ، ناتوان بود – شرایطی که وی فکر می کرد از چیزهای کاملاً انسانی ناشی می شود ، بر اساس درک ، همکاری و رهبری واقعی. “[C2] این یک ذهنیت از بالا به پایین است که به روشی سخت یا مکانیکی (یا الکتریکی) اعمال می شود و ماهیت ضمنی افراد را برای کنار آمدن با ناامنی ، تغییر و استرس نادیده می گیرد و آنها را خفه می کند. “

اینها عناصری بودند که در پایان جنگ سرد از بین رفته بودند و آنچه “C2” نامیده می شد چندین C دیگر نیز به دست آورد و به “C4I” تبدیل شد – سیستم هایی برای مدیریت ، کنترل ، ارتباطات ، رایانه و اطلاعات. سرانجام ، نظارت و اطلاعات از ابتدای کار مشخص می شوند و آن را به “C4ISR” تبدیل می کنند.

اگرچه در برخی زمینه ها پیشرفت های چشمگیری داشته است ، مانند حسگرها – همانطور که توسط سیستم Aegis نیروی دریایی و سیستم موشکی پاتریوت نشان داده شده است – اما هنوز هم تبادل اطلاعات ناهموار صورت گرفته است. و ارتش C4I در دهه 1990 فاقد هرگونه کنترل دیجیتال ، سیستم ارتباطی و ارتباطی واقعی بود. بیشتر کارهایی که انجام می شود دستی است و برای بررسی نیاز به ارتباط صوتی یا حتی پیک دارد.

جنگ خلیج فارس شاید یک آزمایش واقعی برای فرماندهی و کنترل در میدان جنگ نبود ، اما به برخی از عناصر اشاره داشت که هم باعث بهبود و هم پیچیدگی تصویر میادین جنگ از آینده می شود. به عنوان مثال ، این شامل اولین استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین برای هدف قرار دادن میادین جنگ و جمع آوری اطلاعات بود – و همچنین اولین تسلیم نیروهای دشمن با هواپیمای بدون سرنشین هنگامی که نیروهای عراقی در جزیره فیلاکا از تسلیم شدن خود به USS خبر دادند. ویسکانسین Pioneer RPV. ایده داشتن سکوهایی از راه دور کنترل شده که می توانند اطلاعات مفیدی در رابطه با فضای اطلاعاتی در میدان جنگ فراهم کنند – چیزی که در اوایل دهه 80 در اوایل اشاره ها دیده بودم.

[ad_2]

منبع: tarjome-news.ir