Real WarGames: چگونه یک تمرین از سال 1983 تقریباً باعث جنگ جهانی دوم شد


بروزرسانی ، 29.11.20: این آخر هفته شکرگذاری بسیار متفاوت در سال 2020 است ، اما حتی اگر میزها کوچکتر باشند و سفرها وجود نداشته باشد ، کارکنان Ars برای تعطیلات برای شارژ مجدد ، استراحت ذهنی و شاید هوا را ترک کردند. فیلم یا پنج. اما پنج سال پیش در آن زمان ، ما گزارش تازه طبقه بندی شده دولت را از سال 1990 دنبال می کردیم ، که در آن یک مدل کامپیوتری KGB ذکر شده بود … گزارشی که تقریباً کشیده شده بود بازی های جنگی، فقط IRL. با پخش فیلم از Netflix (بنابراین برنامه آخر هفته خود را تنظیم می کنیم) ، تصمیم گرفتیم این داستان را برای یکشنبه خوانی همراه دوباره مطرح کنیم. این قطعه اولین بار در تاریخ 25 نوامبر 2015 منتشر شد و در زیر بدون تغییر به نظر می رسد.

بیایید جنگ جهانی حرارتی را بازی کنیم.

سی و دو سال پیش ، درست چند ماه پس از اکران فیلم بازی های جنگی، جهان به آرماگدون هسته ای نزدیک شد. در نسخه سینمایی یک تجربه جهانی نزدیک به مرگ ، یک هکر نوجوان که درگیر برنامه هوش مصنوعی می شود که اتفاقاً برای کنترل نیروهای موشکی هسته ای آمریکا رخ داده ، هرج و مرج ایجاد می کند. در حقیقت ، یک برنامه رایانه ای بسیار متفاوت که توسط شوروی اجرا می شد ، به پارانویای رو به رشد در مورد اهداف ایالات متحده دامن می زد ، که تقریباً باعث جنگ هسته ای شد.

نرم افزار مورد بحث یک مدل رایانه ای KGB است که به عنوان بخشی از عملیات RYAN طراحی شده است و جزئیات آن از اولگ گوردیوسکی ، رئیس بخش KGB در لندن ، که همچنین برای MI6 انگلیس جاسوسی می کرد ، بدست آمده است. RYAN که به نام “حمله موشکی هسته ای” نامگذاری شده است ، یک عملیات شناسایی برای کمک به آژانس اطلاعاتی در پیش بینی اینکه آیا ایالات متحده و متحدانش قصد حمله هسته ای را دارند ، در سال 1981 آغاز شد. KGB معتقد است که با تجزیه و تحلیل داده های اطلاعاتی کمی در مورد فعالیت های ایالات متحده و ناتو علیه اتحاد جماهیر شوروی ، آنها می توانند زمان وقوع حمله را پیش بینی کنند.

همانطور که مشخص شد ، تمرین Able Archer ’83 این پیش بینی را تحریک کرد. این بازی جنگی ، که طی دو هفته در نوامبر 1983 انجام شد ، روش هایی را که ناتو قبل از پرتاب هسته ای طی خواهد کرد ، شبیه سازی می کند. بسیاری از این رویه ها و تاکتیک ها مواردی بود که شوروی هرگز ندیده بود و کل تمرین پس از یک سری اقدامات نیروهای آمریکایی و ناتو برای مقیاس گذاری دفاع شوروی و سقوط پرواز 007 در خطوط هوایی کره در 1 سپتامبر 1983 انجام شد. همانطور که رهبران شوروی این تمرین را مشاهده می کردند و شرایط موجود را در نظر می گرفتند ، هر دو را گرد هم آوردند. به گفته ابل آرچر ، حداقل طبق نظر رهبران اتحاد جماهیر شوروی ، این باید پوششی برای یک حمله غافلگیرانه واقعی باشد که توسط ایالات متحده برنامه ریزی شده بود ، سپس توسط یک رئیس جمهور هدایت می شد ، احتمالاً به اندازه کافی دیوانه برای انجام این کار.

در حالی که برخی تحقیقات ، از جمله تجزیه و تحلیل حدود 12 سال پیش توسط فریتز ارث ، مورخ ، پاسخ واقعی شوروی به ابل آرچر را نادیده می گیرد ، گزارش طبقه بندی نشده اخیر منتشر شده از سال 1990 توسط شورای مشورتی اطلاعات خارجی رئیس جمهور (PFIAB) به رئیس جمهور جورج اچ. بوش ، که از بایگانی امنیت ملی تهیه شده است ، بیان می کند که این خطر بسیار واقعی بوده است. این سند با کلمه رمز UMBRA به عنوان محرمانه طبقه بندی شده است ، که حساس ترین محفظه طبقه بندی شده را نشان می دهد و داده های منابعی را ذکر می کند که تا به امروز بسیار طبقه بندی شده باقی مانده اند. این گزارش PFIAB همراه با اسنادی که قبلاً از سوی سیا ، آژانس امنیت ملی (NSA) و وزارت دفاع صادر شده است ، نشان می دهد كه فقط بیماری رهبر شوروی یوری آندروپوف و غرایز یك افسر سطح متوسط ​​شوروی می تواند مانع هسته ای شود. راه اندازی.

تعادل پارانویا

با شروع پیشرفت Able Archer ’83 ، جامعه دفاعی و اطلاعاتی آمریکا معتقد بود که اتحاد جماهیر شوروی از نظر استراتژیک محافظت می شود. در یک ارزیابی مشترک خالص توسط وزارت دفاع و CIA ، که در نوامبر 1983 منتشر شد ، آمده است: “ما معتقدیم که شوراها امروز دارای برخی مزایای واضح هستند و انتظار می رود این مزایا ادامه داشته باشد ، اگرچه اختلافات ممکن است تا 10 سال آینده تا حدودی کم شود. با این حال ، شوراها احتمالاً مزیت خود را آنچنان که تخمین می زنیم ، نمی بینند. “

ارزیابی دقیق بود – قطعاً شورا چنین برداشتی نکرد. در سال 1981 ، اداره اطلاعات خارجی KGB با استفاده از نسخه اولیه سیستم RYAN ، تجزیه و تحلیل رایانه ای را انجام داد و به دنبال “همبستگی قدرت های جهانی” بین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ایالات متحده آمریکا بود. این اعداد و ارقام یک چیز را نشان می داد: اتحاد جماهیر شوروی در حال از دست دادن جنگ سرد بود و ایالات متحده به زودی ممکن است در یک موقعیت استراتژیک مسلط باشد. و اگر این اتفاق می افتاد ، شوروی معتقد بود که حریف او برای نابودی آنها و متحدان پیمان ورشو حمله خواهد کرد.

این ارقام همان چیزی بود که مدیریت انتظار داشت ، با توجه به سازش ناپذیری دولت ریگان. سیاست خارجی تهاجمی ایالات متحده در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را گیج و نگران کرد. آنها پاسخ در برابر حمله به افغانستان را درک نکردند ، که به گفته آنها به عنوان یک عملیات امنیتی حیاتی شناخته می شود.

همانطور که میخائیل سوسلوف ، دبیر حزب کمونیست در سال 1980 (سخنان این کارآموزان ، از جمله یک شهروند جوان سعودی با الهام از جهاد به نام اسامه بن لادن ) و در نیکاراگوئه ، ایالات متحده تضادهایی را هدف قرار داده و با دولت ساندیستین دانیل اورتگا می جنگد. در تمام این مدت ، ریگان از مشارکت در شوراهای کنترل تسلیحات امتناع ورزید. این شواهد رو به رشد برخی از رهبران اتحاد جماهیر شوروی را متقاعد کرد که ریگان آماده است برای از بین بردن آنچه که به زودی “امپراتوری شر” تعریف خواهد کرد ، حتی فراتر از این تلاش کند.

اتحاد جماهیر شوروی دلیل خوبی داشت که معتقد باشد ایالات متحده نیز معتقد است که می تواند در جنگ هسته ای پیروز شود. سخنان دولت ریگان با افزایش توانایی های نظامی پشتیبانی می شد و بسیاری از توانایی های هسته ای ارتش شوروی در معرض حمله غافلگیرانه بود. در سال 1983 ، ایالات متحده در اوج بزرگترین تجمع نظامی طی چند دهه گذشته بود. و به لطف پیوند مستقیم به برخی از حساس ترین ارتباطات در ایالات متحده ، KGB اخبار بد بسیاری را برای به اشتراک گذاشتن با کرملین داشت.

پای نیروی دریایی نیروی استراتژیک شوروی به ویژه آسیب پذیر بود. نیروی دریایی ایالات متحده SOSUS (سیستم نظارت صوتی) ، شبکه ای از شبکه های هیدروفونی ، تقریباً هر زیردریایی روسی را که وارد اقیانوس اطلس و بیشتر اقیانوس آرام شده است ، و نیروهای ضد زیردریایی ایالات متحده (هواپیماهای گشت زنی P-3 Orion ، زیردریایی های حمله سریع) را ردیابی می کند. و ناوچه های ناوشکن) در حین گشت خود عملاً در بالای موشکهای بالستیک شوروی قرار داشتند یا در نتیجه آن بودند. ایالات متحده نقشه جعبه های گشت یانکی را تهیه کرده بود ، جایی که موشکهای بالستیک کلاس ناواگا شوروی (نام ناتو “یانکی”) در سواحل شرقی و غربی ایالات متحده مستقر بودند. مجدداً ، شوروی همه اینها را به لطف جاسوس جان واکر می دانست ، بنابراین احتمالاً اعتماد به نفس در زنده ماندن زیردریایی آنها کم بود.

پای هوای سه گانه شوروی بهتر نبود. تا دهه 1980 ، اتحاد جماهیر شوروی بیشترین نیروی هوایی را در جهان داشت. اما استقرار موشک کروز توماهاوک ، تولید اولیه موشک کروز پرتاب هوایی AGM-86 نیروی هوایی آمریکا و استقرار قریب الوقوع موشکهای بالستیک میان برد پرشینگ II در اروپا به معنای حمله ناتو به فرودگاههای شوروی با بسیار کم است. هشدار دهنده متأسفانه ، نیروی هوایی استراتژیک شوروی به بیشترین هشدارهای ممکن احتیاج داشت. در گزارش هیئت مشاوره آمده است که بمب افکن های دور برد شوروی “در حالت آماده باش پایین قرار گرفتند”. آماده سازی بمب افکن ها برای یک جنگ کامل ساعت ها یا روزها طول می کشد. به احتمال زیاد ، رهبری شوروی تصور می کرد که تمام نیروهای بمب افکن آنها در حمله به زمین اسیر شده و منهدم خواهد شد.

حتی نیروهای هسته ای تئاتری مانند RSD-10 Pioneer – یکی از سیستم های تسلیحاتی که باعث استقرار Pershing II در اروپا شد – آسیب پذیر بودند. آنها معمولاً هنگام آماده باش نبودند ، کلاهک یا موشک در سیستم های پرتاب موبایل خود بارگیری نمی کردند. تنها پایه ای که در برابر حمله اول ناتو خیلی آسیب پذیر نیست موشک بالستیک میان قاره ای و قاره پیمای شوروی (ICBM) است. با این وجود آمادگی وی زیر سوال بود. طبق جلسات توجیهی PFIAB در سال 1990 ، حدود 95٪ از نیروهای شوروی ICBM در اوایل دهه 1980 آماده پاسخگویی به سیگنال حمله در عرض 15 دقیقه بودند. موشکهای مستقر در سیلو از هر چیزی غیر از موشکهای بالستیک و پایگاههای زمینی پرتاب شده توسط ایالات متحده خارج بودند.

دوام نیروهای ICBM در پاسخ به حمله نافذ کاملاً بر اساس مدت زمان هشدار شوروی است. در سال 1981 ، آنها یک سیستم جدید راداری هشدار سریع موشک بالستیک (BMEW) را معرفی کردند. یک سال بعد ، شوروی شبکه هشدار پرتاب ماهواره US-KS را فعال کرد ، معروف به “اوکو” (روسی به معنی “چشم”). این دو اقدام به ساختار فرماندهی و كنترل اتحاد جماهیر شوروی حدود 30 دقیقه هشدار برای هر پرتاب آمریكا به ICBM می داد. اما استقرار موشک های پرشینگ II در اروپا می تواند زمان هشدار را به کمتر از هشت دقیقه کاهش دهد و حملات موشک های آمریکایی که به بهره برداری رسیده اند در برخی موارد کمتر از 5 دقیقه زمان هشدار دارد.

و سپس رئیس جمهور رونالد ریگان از ابتکار عمل استراتژیک دفاع (SDI) یا برنامه جنگ ستارگان ، پیشگام تلاشهای فعلی آژانس دفاع موشکی برای مقابله با حملات محدود موشکهای بالستیک خبر داد. در حالی که SDI به عنوان محافظت شده ارائه می شد ، احتمالاً تنها در صورتی مثر خواهد بود که ایالات متحده در اولین اعتصاب تعداد ICBM های شوروی را به شدت کاهش دهد. بیش از هر زمان دیگر ، SDI رهبری شوروی را متقاعد کرد که ریگان به دنبال سودآوری یک جنگ هسته ای علیه آنها است.

با همراهی با سخنان مداوم ضد شوروی ، رهبری شوروی ریگان را تهدیدی وجودی برای کشور در یک سطح برابر با هیتلر می دانست. در واقع ، آنها این مقایسه را علناً انجام دادند و دولت ریگان را متهم كردند كه جهان را به جنگ جهانی دیگر سوق داده است. و شاید ، آنها فکر می کردند ، رئیس جمهور ایالات متحده قبلاً معتقد بود که شکست شوروی با یک حمله غافلگیرکننده امکان پذیر است.


منبع: tarjome-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>